پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

10

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

هم‌عصر او و بعد از او شده ، پلوتارك داراى 227 عنوان بود كه در فهرست كارهاى مكتوب او آمده اما امروز جز آنچه ذكر شد ، چيزى از او به جاى نمانده است . دوران زندگانى او شاهد حوادث بسيارى بوده است . پلوتارك بيست ساله بود كه در آتن تماشاگر سفر افسانه‌اى نرون به يونان بوده . در آن زمان وى به تحصيل رياضيات و فلسفه اشتغال داشته و به افكار افلاطون و ارسطو توجه بسيار داشته است . نوشته‌اند كه او در شمار دوستان نزديك « تراژان » امپراطور روم بوده و بعدا با « هادريان » « 1 » امپراطور ديگر اين سرزمين طرح دوستى ريخته و اعتماد امپراطور به او تا آن حد بوده كه وى را به مقام كنسولى روم نيز منصوب كرده است . به‌هرحال سنگ نبشته‌اى كه بعدها در دلفى به دست آمده حاكى از اين بوده است كه پلوتارك از طرف امپراطور روم عنوان « همشهرى » را دريافت داشته و رسما داراى همه آن امتيازاتى بوده است كه يك رومى سرشناس مىتوانست داشته باشد . سفرهاى او پهناور و چنان كه درباره‌اش نوشته‌اند به قسمتهاى اعظم يونان سفر كرده ، به اسپارت « 2 » كورينت « 3 » پاتراساردس « 4 » اسكندريه و سرزمينهاى روم رحل اقامت افكنده و با ناموران اين اقاليم به بحث و گفتگو نشسته است . اما قسمت اعظم عمر او ، در كرونيا زادگاه او گذشته و در همانجا بدرود زندگى گفته است . فرانسه ، ميشل مونتاين 24 فيلسوف قرن شانزدهم ، ژان‌ژاك روسو ، فيلسوف و نويسندهء قرن هيجدهم و ويتوريو - آلفىيرى 25 درام‌نويس قرن هيجدهم ايتاليا را نام برد . از عللى كه كتاب زندگانيهاى هم‌نظير نوشتهء پلوتارك محبوبيت عام پيدا كرد شيوهء بيان مطالب از سوى نويسنده بود . شرح حال نويس يونانى تا مرز امكان از به كار بردن موضوعات زايد و بىاهميت احتراز مىجست و آنچه را به نظرش مهم و سودمند مىآمد مىنگاشت . يك نكته با اهميت ديگر ، مقايسهء قهرمانان كتاب خويش از دو اقليم يونان و روم بود . سرداران و سپهسالاران و سياستمداران و خطيبان و متفكران و امثال آنان را روياروى هم قرار مىداد و پندارها و رفتارها و كردارهاى آنان را با هم برابر مىنمود . سيرى در بزرگ‌ترين كتابهاى جهان حسن شهباز

--> ( 1 ) . Hadrian ( 2 ) . Sparta ( 3 ) . Corinth ( 4 ) . Sardes